رضا ضراب دوشنبه 29 آبان 1396 12:56 ب.ظ نظرات ()
رضا ساکی از روزنامه نگاران و نویسندگان مطرح با انتشار این عکس در اینستاگرامش نوشت: کاش جواد خیابانی را به کرمانشاه راه نمی‌دادند. همان وقت که دیدم بغض کرد و گفت فردا می‌روم کرمانشاه یقین داشتم می‌رود و یک چیز گریه‌دار پیدا می‌کند و برمی‌گردد.
زلزله و بی‌خانمان شدن مردم و از دست دادن عزیزان قطعا گریه‌آور و غم‌افزاست. شک ندارم که تا سال‌ها استخوان این مردم از غم زلزله دود خواهد کرد. همچنان که در رودبار و منجیل و بم هنوز این داغ تازه است.
نکته اما چیز دیگری است. این روزها بسیاری از انسان‌های شریف مشغول توجه و سرکشی به کودکان هستند. آنها مکرر هشدار می‌دهند و از تجربه‌شان درباره کودکان زلزله‌زده در دیگر نقاط ایران می‌گویند و تاکید می‌کنند بر حفظ روحیه کودکان و مردم.
حالا آقای خیابانی برای رسانه ملی چه آورده است؟ چه خبری را در بُعد وسیع میان مردم پخش می‌کند؟
در حالی که تلاشگران و متخصصان کودک و نوجوان با کودکان زلزله می‌نشینند و می‌گویند و قصه می‌خوانند و بازی می‌کنند و مردم بر خرابه‌ها تنبور می‌نوازند و کودکان متعدد در چادرها به دنیا می‌آیند آقای خیابانی اشک‌آورترین روضه را که به طور مستند معلوم هم نیست واقعی باشد برای ما به ارمغان آورده است.
واقعا باید روزی در مدیریت بحران به جایی برسیم که آدم‌ها مثل علی آقای دایی به منطقه بروند و برگردند. یک روز باید به جایی برسیم که از ورود کسی مثل این آقای روضه‌خوان به مناطق مصیب‌زده جلوگیری کنیم.
آن چه مهم است امید است و ما هر چه روضه بخوانیم به درصدی از غم این مردم نزدیک نمی‌شویم. آنها که بر غم دیگران چنین روضه‌ می‌خوانند خودشان را پرزنت می‌کنند. کاش این آقا این روضه را نمی‌خواند و همان کمکش را می‌کرد و برمی‌گشت. هر چند نیاز هم نبود برود اصلا.
پی‌نوشت: قلم من در مقابل گریه ایشان قدرت مقابله ندارد. کاش به جای کامنت گذاشتن و متهم کردن من، اصل حرف را درک کنید. به هر حال برای نظر مخالفتان ارزش قائلم.
اگر هم آنفالو می‌کنید، به من و به خودتان لطف می‌کنید. فقط من را از آنفالو نترسانید چون من برای جذب فالوئر اینجا نمی‌نویسم